Tuesday, December 06, 2005

کامی

سلام
کامی
من كامي هستم و ميخوام خاطرات سكس خودمو براتون تعريف كنم . من تا حالا با دختر هاي زيادي سكس داشتم ولي نمي خوام از اونا چيزي بگم چون فكر مي كنم اين داستان ها خيلي تكراري و معموليه .من قصد دارم از سكس با پسرخالم ، جمال بگم.سكس من با جمال از وقتي شروع شد كه من 11سالم بود و جمال تقريبا20سال داشت. من پسري درسخوان، ظريف، زيبا و در عوض جمال نقطه مقابل من يعني يك جوان هيكلي ، بلند قد با پوستي تيره كه از همان ابتدا قيد درس و كلاس رو زده بود و بيشتر دنبال هوس بازيهاش بود. جمال در بين بچه هاي ديگه كه تو خانواده بودن با من خيلي صميمي بود و هميشه سعي ميكرد با من تنها باشه به شكلي كه اين صميميت باعث شده بود كه خيلي با هم راحت باشيم و هميشه از سكس هايي كه داشته برام تعريف كنه كه بيشتر اونها هم با پسرها بود و… البته اون وقتا اصلا علت رفتارهاشو نمي فهميدم و بعد از يك مدت طولاي كه به اين شكل گذشت تازه فهميدم همه اينها يك نقشه بوده.كلاس پنجم ابتدايي بودم، يك روز تعطيلات نوروز كه هركسي براي ديدو بازديد جايي رفته بود و من در خونه تنها بودم جمال به منزل ما اومد. همين كه ديد من تنهام خيلي خوشحال شد و طبق معمول شروع كرد از خاطرات سكسش برام تعريف كردن و من هم با علاقه گوش ميكردم چند دقيقه اي كه به اين شكل گذشت از روي شلوارش شروع كرد به ماليدن كيرش و وقتي كه حسابي كيرش بلند شد زيپ شلوارشو پايين كشيد و كيرشو درآورد و از من خواست كه كيرشو تو دستم بگيرم و براش جق بزنم كه البته اين رفتارهاش هم تا اينجا معمولي بود و هر وقت كه با هم تنها ميشديم من اين كارو براش انجام ميدادم ولي اون روز جمال جوره ديگه اي بود و وقتي كه كيرشو تو دستم گرفتم با يك لذت خاصي به من نگاه ميكرد و نفس ، نفس ميزد. من كه تا حالا جمال رو اينجوري نديده بودم با تعجب پرسيدم : جمال چيه درد داره و كيرشو ول كردم .در اين لحظه جمال دستمو گرفت و گفت: نه، درد نداره فقط دست تو خيلي به من حال ميده ، من با خيلي از پسرها حال كردم ولي همين كه تو كيرمو مي گيري تو دستت به اندازه تمام سكسهايي كه داشتم به من حال ميده و همين طور كه دستمو گرفته بود تو چشمام نگاه كرد و گفت: مي خواي با هم حال كنيم . با شنيدن اين حرف بدنم حسابي داغ شد و خيلي خجالت كشيدم ، سرمو به يه طرف ديگه چرخوندم و ساكت شدم هرچند بدم نمي اومد اين تجربه رو كه تا حالا از زبان جمال بارها شنيده بودم خودمم داشته باشم با اين حال و به خاطر اينكه جمال دوباره خواستشو تكرار كنه به اون نگاه كردم وبهش لبخند زدم و با صدايي آروم گفتم: نه زشته ، كاره خوبي نيست ، آخه… در اين موقع جمال تو حرفم پريد و گفت : چي زشته ما با هم فاميليم اصلا كسي نمي فهمه . با شنيدن اين حرف كمي آروم شدم و از اون خواستم توي حموم بريم كه اول مخالفت کرد و میخواست همونجا با هام حال کنه ولي وقتي اصرار منو ديد قبول كرد. من قبل از اون وارد حموم شدم و اون هم پشت سرم داخل شد و از من خواست لباسامو در بيارم من هم لخت شدم و قبل از اینکه شرتمو در بیارم از پشت خودشو بهم چسپوند و شروع به فشار دادن کرد.دیگه حالا کاملا سفتی کیرشو روی کونم حس میکردم . بعد چند دقیقه ای که این کارو انجام داد شرتمو پایین کشید و بلافاصله خودشم لخت شد. در اين وقت كيرش حسابي شق شده بود . بعد آب حمومو باز كرد و دستاشو خيس كرد و شامپو رو برداشت و حسابي به كيرش و شکاف کون من ماليد،بعد از من خواست پشتمو به طرفش كنم و دستمو به زانوم بگيرم و بعد از اينكه كونمو به طرفش گرفتم بدون هيچ مقدمه اي كيرشو در كونم گذاشت و به آرامي فشار داد با فشار كيرش كونم به شدت درد گرفت ، يه جيغ زدم و خودمو به جلو پرت كردم با اين حركت من جمال تازه به خودش اومد و فهميد كه چه اشتباهي كرده كه به اين شكل مي خواد با يه كون تنگ و كوچيك برخورد كنه به همين خاطر ازم عذر خواهي كرد و گفت: آروم باش هميشه بار اول درد داره ولي كم كم عادت مي كني و به خاطر اينكه دردش كم بشه كونتو بده عقب تا با انگشتم كمي بازش كنم . منم دوباره كونمو به طرفش گرفتم و اونم انگشتشو كمي آب دهن زد و به آرامي شروع كرد به فرو كردن يك انگشتش توي كونم ، بعد از چند بار كه انگشتشو توي كونم چرخوند ، انگشت ديگشو هم توي كونم كرد ولي كون من خيلي تنگ بود هنوزم درد داشتم البته نه به شدت وقتي كه مي خواست كيرشو فرو كنه توي كونم . به هر حال بعد از اينكه به قول خودش حسابي كونم باز شد خودش كف حموم نشست ،دوباره به كيرش شامپو ماليد و از من خواست روي كيرش بشينم . منم به طرفش رفتم ، سوراخ كونمو روي كيرش گذاشتم و به آرومي نشستم همينكه سر كيرش وارد كونم شد درد و سوزش ناشي از شامپو تمام کونمو فرا گرفت . خواستم از روی کیرش بلند شم که با دستاش محکم کمرمو گرفت و به طرف پایین کشیدو همراه با یک نفس عمیق کیرشو تا ته توی کونم فرو کرد حالا دیگه من کاملا روی کیرش نشسته بودم . دیگه درد چندانی نداشتم و تنها سوزش شامپویی که به کیرش مالیده بود اذیتم میکرد و هرچقدر بهش میگفتم گوش نمیکرد و فقط به فکر حال کردن خودش بود و از این کار هم واقعا لذت می برد چیزی که من در آن سن و سال اصلا درک نمیکردم. و تنها چیزی که برای من قابل درک کردن بود درد و سوزش شدید بود . به هر حال بعد از چند لحظه ای که همین جوری کمرمو گرفته بود و روی کیرش نشونده بود ازم خواست روی کیرش بشینم و پا شم و خودشم با حرکات دستش به من کمک می کرد چند دقیقه ای که این کارو انجام داد یکدفعه نفس هاش تندتر شد و محکمتر از قبل کمرمو گرفت و به پایین فشار داد و چند لحظه نگه داشت که یکدفعه احساس کردم توی کونم داغ شد و من که نمیدونستم چه خبر شده ازش پرسیدم ک جمال چکار کردی و اونم با یه حالت خسته گفت نگران نباش آب کیرم بود همشو توی کونت خالی کردم و بعد با حرکت دستش ازم خواست که از روی کیرش بلند شم وقتی که بلند شدم کیرش شل شده بود و هنوز داشت ازش آب می اومد و من چون کونم سوزش داشت به سرعت به طرف توالت رفتم تا کونمو بشورم وقتی که از توالت بیرون اومدم جمال آماده شده بود و می خواست بره بهش گفتم : می خوای بری؟ و اونم انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده گفت : آره یه مقدار کار دارم باید برم انجام بدم و خداحافظی کردو رفت و من موندم با یک دنیا پشیمانی و درد و سوزش کونم. بعد از اینکه جمال رفت به خودم گفتم که این اولین و آخرین باری بود که این کارو انجام می دم و حتی فکر میکردم به اون شکلی که جمال گذاشتو رفت اونم دیگه به این مساله فکر نمیکنه غافل از اینکه تازه این شروع یک دنیای دیگه برای من بود و تمام زندگیمو تحت تاثیر خودش قرار داد و ارتباط ما تا چند وقت قبل از رفتن جمال از ایران هم ادامه داشت یعنی بیشتر از 14 سال...به هر حال یه مدت کوتاه که از اولین سکسم با جمال گذشت دوباره سرو کلش پیدا شد و شروع به زبان بازی کرد تا تونست بازم منو راضی کنه و باهام مثل دفعه قبل حال کنه و به این ترتیب رفت و آمدهای جمال به خونه ما بیشتر شد و با اینکه خونه اونها شهرستان بود لااقل هفته ای یکبار به خونه ما می اومد و از کمترین فرصت ها هم برای حال کردن با من استفاده می کرد. دیگه کم کم من وسیله ای شده بودم در دستای جمال و سعی میکرد به شکل های مختلف که بیشترین حالو بهش میده با من سکس داشته باشه .مثلا بعضی وقتا که فرصت بیشتری داشت قبل از شروع سکسش مقدار زیادی تریاک مصرف می کرد تا دیرتر ارضا بشه و بتونه بیشتر حال کنه به این ترتیب وقتی شروع به حال کردن میکرد بعضا بیشتر از یکی دو ساعت کارش طول می کشید و من هم مثل یک عروسک خیمه شب بازی خودمو کاملا در اختیارش قرار میدادم و دیگه طبق عادت هرکاری که اون می خواست انجام می دادم ( سال ها بعد که کاملا به تریاک معتاد شد علتشو فقط به خاطر سکس با من میدونست )
یک خاطره جالب از سکس با جمال.یکی از روزهای فصل تابستان بود من سال اول دبیرستان بودم که خبردار شدیم قاسم پسر عمه جمال که خونشون چند محله پایین تر از ما بود به طرز وحشتناکی در یک حادثه رانندگی کشته شده به شکلی که ماشینش بعد تصادف آتش میگیره و در میان شعله ها می سوزه این حادثه بیشتر از هرکسی روی جمال تاثیر گذاشت چون جمال و قاسم واقعا دو روح بودن در یک بدن و عجیب به همدیگه علاقه داشتن وحتی جمال بعد از این اتفاق چند بار تهدید به خودکشی کرد و همش می گفت که بعد از قاسم نمی تونه زندگی کنه و...در ایام مراسم فاتحه ی قاسم جمال تمام وقت خونه ی عمش بود که یک شب در شب هفت قاسم ساعت 11-12 شب بود که به منزل ما اومد. حسابی پریشون و افسرده بود و تقریبا حرفی نمیزد و همش سیگار میکشید بقیه نگران حالش بودن و هرکسی به شکلی دلداریش میداد و اون فقط بی صدا و ساکت نشسته بود ساعتی که گذشت خالم ازش خواست که بره بخوابه و اونم بلند شد و مثل همیشه به اتاق من اومد و منم طبق معمول تشکشو کنار تشک خودم انداختم و ازش خواستم که بگیره بخوابه چون خیلی خستس و اونم اومد و روی تشک دراز کشید ولی اصلا خوابش نمی برد و هر چند لحظه یکبار آه میکشید منم همونجوری که درازکشیده بودم شروع به دلداری دادنش کردم و بهش گفتم که باید خودشو کنترل کنه و به فکر زندگیش باشه و... بعد از چند دقیقه ای که گذشت چشمامو بستم و تقریبا داشت خوابم میگرفت که دست جمالو روی بازوم حس کردم که داشت به آرومی بازومو می مالید یکدفعه خواب از سرم پرید و آروم سرمو به طرف جمال برگردوندم . دیدم با اون چهره یخ زدش داره به من نگاه میکنه حسابی تعجب کرده بودم که جمال با این وضعیت روحی و روانی بدش چکار داره میکنه و اونم که متوجه بهت و حیرت من شده بود گفت : مگه خودت نگفتی باید به فکر زندگی خودم باشم امشب من فقط به خاطر تو اینجا اومدم و میخوام خستگی این مدتو حسابی از تنم بیرون کنی و با این حرفش آروم سرشو پایین آورد و شروع به لب گرفتن از من کرد و با دستش بدنمو می مالید . بعد از چند لحظه ای که به این شکل گذشت ازم خواست که پشتمو به طرفش کنم و من چون دیدم قضیه جدیه ازش خواستم اجازه بده دستشویی برم و خودمو تمیز کنم .بعد از اینکه از دستشویی برگشتم دیدم فقط یه شرت پاشه و منتظر منه رفتم دوباره دراز کشیدم و پتورو رو انداختم رو خودم و منتظر شدم دوباره اون شروع کنه چون اینجوری لذت بیشتری بهم میداد.اونم دستشو زیر پتو آورد و دوباره شروع به مالیدن بدنم کرد در این لحظه منم ارو برگشتم و پشتمو بهش کردم و اونم شروع به مالیدن کونم از روی شلوار کرد بعد با حرکت دستش ازم خواست شلوارمو پایین بکشم و منم آروم شلوارمو پایین کشیدم و منتظر شدم خودش شرتمو بکشه پایین در این لحظه واقعا داشتم حال می کردم و بدنم حسابی داغ شده بود . به ارومی با کونم ور میرفت و لمسش میکرد و بعضا از کنار شرتم دستشو داخل میکرد و با انگشتش سوراخ کونمو دست میزد این اولین باری بود که به این شدت تحریک می شدم و اصلا حال خودمو نمی فهمیدم در این لحظات دیگه ممکن بود ابم بیاد ومثل اینکه اونم متوجه شده بود به این خاطر ازم خواست برگردم و کیرشو بگیرم . برگشتم به طرفش دستمو کمی آب دهن زدم و کیرشو تو دستم گرفتم و شروع به مالیدن کیرش کردم در این وقت کیرش حسابی شق شده بود آروم سرمو به طرف کیرش بردم و اونو توی دهنم کردم و شروع به ساک زدن کردم با این کار من دیگه نفس هاش تندتر شده بود و با فشار دستش روی سرم ازم می خواست ادامه بدم همونطوری که قبلا گفتم جمال مدت زیادی بود که به تریاک معتاد شده بود و به این راحتی ها آبش نمی اومد به این خاطر تقریبا 20 دقیقه ای به این شکل گذشت و من با لذت تمام داشتم کیرشو می خوردم و وقتی که احساس کرد ممکنه آبش بیاد و به خاطر اینکه در این شب بیاد ماندنی از کونم بی نصیب نمونه گفت : برگرد داره آبم میاد . منم بلافاصله کونمو به طرفش کردم و اونم شرتمو پایین کشید کمی از پمادی که از قبل آورده بودم به دستش و به کونم مالید و با انگشتاش به جون کونم افتاد و بعد از اینکه درست و حسابی کونم باز شد کیرشو دم سوراخ کونم گذاشت و با یک فشار کیرشو تا خایه توی کونم کرد در این وقت یه پاشو دور پام غلاب کرد و محکم منو به خودش چسپوند و شروع به تلمبه زدن کرد. با فشار هرچه تمام تر تلمبه میزد .عرق هر دوتامون درآمده بود که با فشار بدنش منو روی شکم خوابوند و خودش اومد روی کونم نشست و دوباره تلمبه زد چند لحظه که به این شکل گذشت یه دفعه کیرشو محکم وتا ته توی کونم فرو کرد روم دراز کشید و تمام آبشو که گرمی خاصی داشت توی کونم خالی کرد . تقریبا 2 دقیقه ای به همین شکل گذشت و وقتی که قطرات آخر آبشم توی کونم ریخت از روم بلند شد لباسشو پوشید و ازم تشکر کرد منو بوسید و گرفت خوابید منم بلند شدم لباسمو پوشیدم و به طرف توالت رفتم و وقتی که توی توالت کونمو فشار دادم کلی آب از کونم خارج شد . سریع یه جلق زدم خودمو تمیز کردم و اومدم بیرون و رفتم گرفتم خوابیدم صبح روز بعد جمال حسابی حالش خوب شده بود و از افسردگی و ناراحتی شب قبل اصلا خبری نبود و فکر می کنم تمام اینها رو مدیون من بود .به هر حال من با جمال سالها سکس داشتم و غیر از اون چند سالی که قبل از سن بلوغ من بود و از سکس هام لذت چندانی نمیبردم و سکس ما یه سکس یک طرفه بود تقریبا بقیه این سالها از هم لذت می بردیم و بیشترین لذت رو وقتی بردم که جمال برای آخرین سکسمون( به خاطر خروج از ایران) منو به یک سکس گروهی دعوت کرد و منو به خونه ی یکی از دوستاش به اسم منصور برد و...اگه دوست داشته باشید می تونم اونم براتون تعریف کنم به شرطی که شما تا حالا از خاطرات من خوشتون اومده باشه

0 Comments:

Post a Comment

<< Home